جمال الدين محمد الخوانساري
150
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
مىگذارد درويشى را وأيمن است از درويشى بر نفس خود پس تباه ميكند عمر خود را در منفعت غير خود ، وديگرى كار كننده است در دنيا از براي آنكه بعد از آن باشد يعنى آخرت پس بيايد از براي أو آنچه از براي أو باشد يعنى آنچه رسد « 1 » أو باشد از دنيا بىعملى پس جمع كرده باشد بهرهء دنيا وآخرت را با هم ومالك شده باشد خانه دنيا وآخرت را هر دو ، مراد باين كه « أيمن است از درويشى بر نفس خود » اين است كه آن قدر دارد كه أيمن است كه آن كافى است أو را تا باشد وباز سعى ميكند از براي دنيا از ترس اين كه مبادا يك وقتي ورثهء أو محتاج شوند . 2140 الّلهمّ احقن دمائنا ودمائهم وأصلح ذات بيننا وبينهم وأنقذهم من ضلالتهم حتّى يعرف الحقّ من جهله ويرعوى عن الغىّ والغدر من لهج به . اين دعائي است كه آن حضرت صلوات اللّه وسلامه عليه مىفرمودند از براي خود وهمهء دوستان ودشمنان خود از مسلمانان ، خداوندا نگاهدار خونهاى ما زا وخونهاى ايشان را ، وبصلاحآور ميانهء ما وميانهء ايشان ، وبرهان ايشان را از گمراهى ايشان تا اين كه بشناسد حق را كسى كه نداند آن را وبر گردد از گمراهى وبىوفائى كسى كه حريص بود بآن . ودر بعضي نسخهها بدل « وأنقذهم » كه [ برهان ايشان را ] ترجمه شده « واهدهم » واقع شده وبنا بر اين ترجمه اين است كه [ هدايت كن ايشان را ] يعنى راه بنما يا بحق برسان . 2141 العقل ان تقول ما تعرف وتعمل بما تنطق به . عقل اين است كه بگوئى آنچه را مىدانى وعمل كنى به آن چه ميگوئى آن را .
--> ( 1 ) در برهان قاطع ضمن ذكر معاني ( رسد ) بر وزن حسد گفته : « وحصه ورسد را نيز گويند كه ميان أصناف ورعايا قسمت مىشود وبهر كس چيزى مىرسد و ( رصد ) بصاد معرب آنست » .